کارکنان و بازنشستگان نفت؛ سود سهام تابان روی کاغذ یا فرصت واقعی سرمایهگذاری
واگذاری اقساطی سهام گروه پتروشیمی تابان فردا به کارکنان رسمی و پیمانی، بازنشستگان و بازماندگان عضو صندوقهای صنعت نفت، حالا به یکی از موضوعات مورد توجه جامعه نفت تبدیل شده است؛ طرحی که در آن قیمت تقریبی هر سهم ۱۵۰۰ تومان و سقف خرید هر متقاضی ۷۰ هزار سهم اعلام شده و بهای سهام طی […]
واگذاری اقساطی سهام گروه پتروشیمی تابان فردا به کارکنان رسمی و پیمانی، بازنشستگان و بازماندگان عضو صندوقهای صنعت نفت، حالا به یکی از موضوعات مورد توجه جامعه نفت تبدیل شده است؛ طرحی که در آن قیمت تقریبی هر سهم ۱۵۰۰ تومان و سقف خرید هر متقاضی ۷۰ هزار سهم اعلام شده و بهای سهام طی ۲۴ ماه از حقوق یا مستمری کسر خواهد شد.
به گزارش آوای جنوب، بر این اساس، در صورت خرید سقف تعیینشده، ارزش اولیه سهام برای هر نفر حدود ۱۰۵ میلیون تومان خواهد بود؛ رقمی که با تقسیم بر ۲۴ ماه، میانگین پرداخت ماهانه حدود ۴ میلیون و ۳۷۵ هزار تومان را نشان میدهد.
اما سؤال مهم اینجاست: آیا قیمت ۱۵۰۰ تومان واقعاً به معنای خرید سهام زیر ارزش است یا فاصله میان ارزشگذاری و قیمت بازار میتواند تصویری متفاوت ایجاد کند؟
۱۵۰۰ تومان در برابر ارزشگذاری «تابان»
در فرآیند معرفی «تابان فردا» پیش از عرضه اولیه، خالص ارزش داراییهای شرکت حدود ۹۶۵ هزار میلیارد تومان اعلام شده و ارزشگذاری شرکت بر مبنای نسبت ۵۰ درصدی P/NAV حدود ۴۸۰ هزار میلیارد تومان عنوان شده بود.
برخی تحلیلهای بازار نیز NAV هر سهم را حدود ۳۲۱۴ تومان برآورد کردهاند. البته NAV به معنای ارزش خالص داراییهاست و الزاماً معادل قیمتی نیست که سهم در بازار بتواند با آن معامله شود.
بنابراین اگر قیمت واگذاری به کارکنان همان حدود ۱۵۰۰ تومان نهایی شود، از منظر فاصله با NAV، سهم با فاصله قابل توجهی پایینتر از ارزش خالص داراییهای محاسبهشده واگذار خواهد شد.
اما این تمام ماجرا نیست.
قیمت بازار؛ جایی که محاسبه «سود» پیچیدهتر میشود
سهام «تابان» در شهریور ۱۴۰۵ وارد بورس تهران شد و در عرضه اولیه، قیمت کشفشده آن ۱۲۸۰ تومان بود.
در دادههای معاملاتی ابتدای مهرماه نیز قیمت سهم در محدوده حدود ۲۰۵۰ تومان گزارش شده است. بنابراین فاصله میان قیمت واگذاری تقریبی ۱۵۰۰ تومان و قیمت بازار، در صورت تداوم این قیمتها، بسیار کمتر از فاصله میان قیمت واگذاری و NAV خواهد بود.
این تفاوت اهمیت زیادی دارد؛ چراکه NAV یک معیار ارزشگذاری است، اما قیمت بازار همان مبلغی است که سهامدار در شرایط واقعی بازار میتواند برای فروش سهم دریافت کند.
به زبان ساده، ممکن است یک سهم روی کاغذ داراییهایی به ارزش بالاتر داشته باشد، اما بازار حاضر نباشد آن ارزش را بهطور کامل در قیمت سهم منعکس کند.
یک نکته مهم درباره درآمد «تابان»
موضوع دیگری که در ارزیابی این طرح باید مورد توجه قرار گیرد، ساختار درآمدی «تابان» است.
بررسی گزارشهای مالی اخیر نشان میدهد بخش بسیار بزرگی از درآمد عملیاتی شرکت از سود سهام شرکتهای سرمایهپذیر تأمین شده است. برای نمونه، در شهریور ۱۴۰۵، حدود ۱۹.۴ هزار میلیارد تومان از درآمد شرکت از محل سود سهام ثبت شده که نزدیک به ۹۹ درصد درآمد عملیاتی همان ماه را تشکیل میداد.
این ساختار به آن معناست که عملکرد مالی «تابان» تا حد زیادی به وضعیت شرکتهایی که در سبد سرمایهگذاری آن قرار دارند و میزان سود تقسیمی آنها وابسته است.
در نتیجه، ارزیابی آینده سهام صرفاً با نگاه به NAV نمیتواند تصویر کاملی ارائه کند و عواملی مانند سودآوری شرکتهای زیرمجموعه، میزان تقسیم سود، شرایط بازار سرمایه و تغییر ارزش داراییهای بورسی نیز اهمیت پیدا میکنند.
ابهام درباره معاملات و ارزش داراییها
در فضای تحلیلی بازار سرمایه همچنین درباره برخی معاملات و ارزشگذاری داراییهای مرتبط با «تابان» پرسشهایی مطرح شده است. از جمله، گزارشهایی درباره معامله میان «تابان» و هلدینگ خلیج فارس منتشر شده که ارزش آن و نحوه انعکاس آن در ارزشگذاری مورد توجه برخی فعالان بازار قرار گرفته است.
با توجه به حساسیت چنین موضوعاتی، هرگونه اظهارنظر قطعی درباره تخلف، زیان یا اثر منفی یک معامله نیازمند اسناد رسمی، گزارش حسابرسی و موضع نهادهای نظارتی است و نمیتوان صرفاً بر اساس گزارشها یا تحلیلهای منتشرشده درباره نتیجه آن قضاوت کرد.
کارکنان و بازنشستگان قبل از خرید چه چیزهایی را باید بدانند؟
اصل واگذاری اقساطی میتواند امکان مشارکت اعضای صندوق در مالکیت یک مجموعه بورسی را فراهم کند، اما تصمیم درباره مشارکت نیازمند توجه به چند عدد و شرط اساسی است:
اول؛ قیمت نهایی واگذاری باید بهصورت رسمی مشخص شود.
دوم؛ نحوه آزادسازی و امکان فروش سهام باید برای متقاضیان روشن باشد. طبق اطلاعات منتشرشده، سهام خریداریشده قرار است حداکثر طی دو سال آزاد شود.
سوم؛ نحوه محاسبه اقساط و شرایط انصراف باید شفاف باشد.
چهارم؛ مبنای ارزشگذاری و NAV باید برای خریداران قابل دسترسی و بررسی باشد.
و در نهایت، باید میان ارزش داراییهای شرکت، ارزشگذاری کارشناسی و قیمت واقعی بازار تفاوت قائل شد.
پیشنهادهایی برای شفافتر شدن طرح
با توجه به اینکه اقساط از حقوق یا مستمری اعضای صندوق پرداخت میشود، میتوان چند مطالبه مشخص را برای افزایش شفافیت مطرح کرد:
- اعلام رسمی مبنای تعیین قیمت حدود ۱۵۰۰ تومان؛
- انتشار جزئیات ارزشگذاری و NAV؛
- اعلام دقیق محدودیتهای فروش و زمان آزادسازی سهام؛
- تشریح شرایط انصراف یا توقف خرید؛
- ارائه اطلاعات بهروز درباره ترکیب داراییهای «تابان»؛
- انتشار گزارشهای مالی و اطلاعات مؤثر بر ارزش سهام برای مشمولان طرح.
در نهایت، جذابیت این طرح را نمیتوان فقط با مقایسه عدد ۱۵۰۰ تومان با NAV سنجید. قیمت بازار، ساختار درآمدی شرکت، کیفیت داراییها، میزان سودآوری شرکتهای سرمایهپذیر و شرایط خروج از سرمایهگذاری، همگی در ارزیابی اقتصادی آن نقش دارند.
بنابراین برای کارکنان و بازنشستگان نفت، سؤال اصلی فقط این نیست که «تابان را چند میخریم؟»؛ بلکه سؤال مهمتر این است که «در مقابل اقساطی که از حقوق یا مستمری پرداخت میکنیم، چه داراییای با چه میزان ریسک و چه امکان نقدشوندگی دریافت خواهیم کرد؟»
دیدگاه تان را بنویسید